جملات زیبا از کتاب های معروف و پرطرفدار: بانو
تکه کتاب: بانو*بلارد نمیتوانست آن را توضیح دهد اما میتوانست بگوید که او ساکت و معطر و امیدوار مثل یک گل بود.*وقتی بلارد با احتیاط از او میپرسید که چه چیزی او را این...
تکه کتاب: بانو*بلارد نمیتوانست آن را توضیح دهد اما میتوانست بگوید که او ساکت و معطر و امیدوار مثل یک گل بود.*وقتی بلارد با احتیاط از او میپرسید که چه چیزی او را این...
تکه کتاب: کفشهای قرمز*«کارین» در جوابشان گفت: «خداوند مهربان و بخشنده است و به تمام انسانها نظر لطف دارد».*«کارین» کفشها را دریافت کرد و آنها را در اولین فرصت که...
تکه کتاب: اشتباهات یک زن*برای فردی که حاضر نیست بهخاطر شما یک شب از خوابش بزند، از خوابتان نزنید.*اگر مردتان مطابق میل شما نیست، چرا اصرار دارید تغییرش دهید؟ یا هما...
تکه کتاب: یک روز انتظار*آرام شد. گرهی اخمهایش نیز از هم باز شد و بالاخره، فردای همان روز هر چند کمی بیحال بود، اما آرام بازی میکرد و خیلی راحت برای چیزهای بیا...
تکه کتاب: چه کسی از دیوانه ها نمی ترسد؟*کارم تمیز کردن طویله بود. همان جا هم مشقهایم را مینوشتم. باور میکنی؟ اما زندگی در طویله من را گاو نکرد. نمیدانم اینها کج...
تکه کتاب: بادام*اگر وقتی از من انتظار میرود خشمگین باشم، آرام بمانم، باعث میشود صبور به نظر برسم. اگر وقتی باید میخندیدم ساکت میماندم، باعث میشد جدیتر به نظ...
تکه کتاب: کارمیلا*«من عاشق هیچکس نبودهام و هرگز نخواهم بود، مگر اینکه عاشق تو شوم.»*پرسید: «چرا باور نکنم؟» با کجخلقی جواب داد: «چون شما فقط به چیزی اعتقاد دارید ک...
تکه کتاب: سال بلوا*«از شما بعید است قضاوت سطحی بکنید، بساط یاغیگری باید برچیده شود.» «کدام یاغی؟» «همینها که شب و روز مردم را غارت میکنند.» «چرا یاغی شدهاند؟ هی...